جمعه 1388/04/12
ایران نگاه کن
این جنگل است که ناباورانه میروید
بعد از حریق های پیاپی
ایران نگاه کن
جنگل هنوز پر ز طپش ایستاده است
با گیسوان درهم و رنگین
با دستهایی از جوانه و از گل
ایران نگاه کن نگاه کن نگاه
ایران نگاه کن
دامان پاک جنگل
آنک هزار دانه شکفته
اینک هزار مشت فشرده
من عاشقانه رویش این نسل تازه را
در واژه واژه شعر و ترانه ام
تصویر میکنم
من مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را با خود کنون میان دریای جنگل برده ام
من در کنار یاران
فریاد با هزارانم
ایران نگاه کن ایران نگاه کن ایران نگاه کن....
پ.ن:من از پستی من از زاری من از خواری گریزانم
منم دلبسته این خاک من فرزند ایرانم........../

