تبليغاتX
دختر آتش
منم کوروش شهریار روشناییها3 پنجشنبه 1387/02/26 18:50

تمام شد!

تسلیم شدگان را خواهم بخشید

خشم آوران خاموش را خواهم بخشید

خستگان را شفا خواهم داد

و عدالت خواهم آورد

پس شما شکست خوردگان

به خانه های خویش بازگردید

دانایی و محبت را به یاد آورید

منزلت عزیز آدمی را به یاد آورید

من خشنودی بی پایان خداوندم

برای کشتن و کینه توزی نیامده ام

فرمانروایی که همدل مردمان خویش نباشد

سیه روزتر از همیشه

سرنگون خواهد شد.

پس از قول من بگویید

به جباران این جهان بگویید

که از ظلمت خویش

حتی پلاس پاره ای به گور نخواهید برد.

به آنها بگویید

که از گرده کبود تازیانه فرو شوید

ورنه عطر هوا حتی

با شما همدلی نخواهد کرد.

هشدارتان میدهم:

او که به کشتن آزادی بیاید

هرگز از هوای اهورا خوشبو نخواهد شد

بخشوده نخواهد شد

بزرگ نخواهد شد

این سخن من است

من پسر ماندانا و کمبوجیه

که جهان را به جانب عدالت و آزادی فراخوانده ام

که انسان را به جانب آرامش و اعتماد فراخوانده ام.

پس فرمان دادم تا صخره های سهمگین را

از مقابل گامهای خستگان بردارند

رودها را روانه کنند

جلگه ها را بیارایند

پرندگان در آزادی و

آدمی به آسودگی شود.

من، کوروش هخامنش

فرمان دادم که بر مردمان ملال مرود

زیرا ملال مردمان

ملال من است

زیرا شادمانی مردم

شادمانی من است.

من پیام آور امید و شادمانی را

دوست میدارم

پیروزی باد بر سکون سایه را

دوست میدارم

وزیدن زنده گندم زاران را

دوست میدارم

خنیاگران و گهواره بانان را

دوست میدارم

خوشه چینان و دروگران را

دوست میدارم

محبت مردمان و آزادی آوازشان را

دوست میدارم

من راستی و درستی را

دوست میدارم.

پس به آیندگان و نیامدگان بگویید

او که دوست میدارددوست داشته خواهد شد

و او که بر مردمانش ستم کند

دیری نمیرود که راه به دوزخ خواهد گشود.

سید علی صالحی

نوشته شده توسط آتوسا | موضوع: چکامه | لینک ثابت |
بازی خدا و یک عروسک گلی پنجشنبه 1387/02/19 19:19

زیر گنبد کبود

جز من و خدا

کسی نبود

روزگار

رو به راه بود

هیچ چیز

نه سفید و نه سیاه بود

با وجود این

مثل اینکه چیزی اشتباه بود

زیر گنبد کبود

بازی خدا

نیمه کاره مانده بود

واژه ای نبود و هیچ کس

شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش

انتخاب کرد

توی گوش من یواش گفت:

تو دعای کوچک منی

بعد هم مرا

مستجاب کرد

پرده ها کنار رفت

خود به خود

با شروع بازی خدا

عشق افتتاح شد

سالهاست

اسم بازی من و خدا

زندگی ست

هیچ چیز

مثل بازی قشنگ ما

عجیب نیست

بازیی که ساده است و سخت

مثل بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن

کار مشکلی ست

زندگی

بازی خدا و یک عروسک گلی ست.

عرفان نظرآهاری

پ.ن:کلید آرامش، سپردن همه دلواپسیها به خداوند است./

نوشته شده توسط آتوسا | موضوع: چکامه | لینک ثابت |
گزارشی شخصی از تجمع روبروی سفارت امارات در روز ملی خلیج همیشه پارس شنبه 1387/02/14 3:29

 

روز سه شنبه ساعت 11 صبح تاریخ 10/2/1387

طبق اطلاعیه های قبلی که طی چند هفته به همه ایرانی ها خبر داده شده بود قرار بود به اعتراض به اسمهای جعلی که برای خلیج همیشه پارس گذاشته بودند بریم روبروی سفارت امارات و تجمع کنیم.

من با تعدادی از دوستان ساعت 11 صبح به محل تجمع رسیدیم.(قرار بود ساعت 11 شروع بشه) اما با تعجب دیدیم که مردم از صبح زود امدند و تجمع کردند و جمعیت خیلی زیاد شده.من هم با دوستان با پلاکاردهایی که داشتیم به جمع ایران دوستان پیوستیم.

جمعیت هر لحظه داشت بیشتر میشد.مردم کم کم به خیابان ولیعصر میرفتند...صدای جمعیت قطع نمیشد و به خواندن سرود ای ایران و شعارهایی از قبیل خلیج فارسه همیشه، از ما جدا نمیشه و خلیج همیشگی فارس و زنده باد وطن پرستان و... به خواندن ادامه میدادند.مردم از همه قشری به تجمع آمده بودند.

هر لحظه به تعداد مردم اضافه میشد و ساعت تازه  11.30 بود که به جرات میتونم بگم به 700 نفر رسیده بودیم.ترافیک به اوج خودش رسیده بود و مردم رهگذر هم وقتی جمعیت رو میدیدند می ایستادند و سئوالاتی میکردند و بعضیها به جمع ما میپیوستند. ماموران انتظامی با بلندگو سعی به متفرق کردن جمعیت داشتند. اما لباس شخصی ها با همون لحن کثیف همیشگی با داد و بیداد و فحش و گردن کلفتی با ما درگیر شدند. تعدادی از مردمی هم که با خود ما بودند هم خواستار متفرق شدن ما شدند تا درگیری ایجاد نشه. اما تازه اول تجمع بود و قرار بود تا ساعت2 ادامه داشته باشد. با توجه به این که هر لحظه به تعداد مردم افزوده میشد و تعطیلی مدارس هم بهعث شد دانش آموزان به جمع ما بپیوندند.

جالب اینجا بود که به ما میگفتند این تجمع قانونی نیست! در صورتی که تاریخ و مکان تجمع از رادیوی جمهوری اسلامی اعلام شد و خواستار شرکت مردم شدند.خلاصه با زیاد شدن جمعیت به تعداد پلیسها هم افزوده شد تا این که برای متفرق کردن مردم کم کم به خشونت متوصل شدند و مجبور شدند از چند واحد گشت ارشاد و چند یگان ویژه و مرسدس و پیکان نیروی انتظامی و موتور سوار هم استفاده کنند و مردم را مجبور میکردند به کوچه های فرعی بروند. تعدادی از ما کههمچنان در جای خود ایستاده بودیم هم با گرفتن عکس از چهره تهدید کردند.خلاصه به هر طریقی که بود جمعیت پراکنده شد.

تعدادی از بچه ها هم دستگیر شدند.تعدادی از دوربین ها و موبایل ها هم توقیف شد که معلوم نیست عاقبتشون چی میشه!!!

از بیشتر خبرگزاری ها هم خبرنگار فرستاده بودند از جمله هفته نامه امردا، آسوشیتدپرس و...که البته کارت خبرنگاری و دوربینشان توقیف شد.

تا اینجای کار به نفع ما تمام شد اما...

احساس خفت و خاری بهم دست داد.بعد از این که مردم را متفرق کردند و روبروی سفارت آرام شد و خالی از جمعیت، ماموران انتظامی و بسیجیها و پلیس و اطلاعاتیها و ...و همه وطن فروشان روبروی سفارت ایستادند و شروع به نماز خواندن کردند و با این کار به عربها گفتند شما خون خودتان را کثیف نکنید.شما قبله ما هستید.زیاد به حرف مردم توجه نکنید...

بعد از این اتفاق تصمیم گرفتیم اگر شما ایرانیهای وبلاگ نویس که فریاد ایران ایران میزنید بیایید به مدت یک هفته هر روز تجمع کنیم حتمن به نتیجه میرسیم.حتمن خبرم کنید وگرنه لطف کنید و سنگ ایران را به سینه نزنید.

منتظرم

زشیر شتر خوردن و سوسمار.....عرب را به جایی رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو.....تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
نوشته شده توسط آتوسا | موضوع: خلیج همیشه پارس | لینک ثابت |
منم کوروش شهریار روشناییها(2) دوشنبه 1387/02/09 12:53

برای من

که جهان را به جانب علاقه فراخوانده ام

چوپان به کوه و

پیر به خانه و

پیشه ور به شهر...یکی است

همه برادران من اند.

برای من

که برادر بینایان و غم خوار خستگانم

زنان به جالیز و

دبیران به دیر و

سواران به صحرا یکی ست

همه خان و مان من اند.

من کوروشم

و تنها نجات جهان به آرامشم باز خواهد آورد

من پسر پادشاه انشان و

مشعل دار مردمانم

من برگزیده گلبرگ و شبنم خالصم

که خداوند

به شادمانی سپیده دم سوگندم داده است

من پیام آور آن حقیقت بی پرده ام

که پروردگار

همه رودها، راه ها، دامنه ها و دریاها را

به فرمانم آورده است.

از پهنه های پارسوماش

تا جلگه های جلیل انزان

سواران من از کشتزار بی کرانه برنج و

عطر گندم نو میگذرند.

فرشتگان نان و شفا

شبانه به شوشیانا رسیده اند.

پس ای ستم دیدگان

فراوانی و خوشی هاتان بسیار باد

آسایش و امیدهاتان بسیار باد

فرزندان برومند و

برکت نانتان بسیار باد.

نان و نمک، خواب آرام و

بیداری بارانتان بسیار باد.

من برگزیده زمین و اولاد آسمان،

آزادی شما را رقم خواهم زد

زیرا من نگهبان بی مرگ محبتم

رهاورد من

رهایی مردمان شماست.

من اورشلیم ویران را

واژه به واژه و سنگ به سنگ

باز خواهم ساخت

زنجیر از دو دست فرزندانتانخواهم گشود

و بر این صخره سترگ

خواهم نوشت:

آزادی آدمی

آخرین آواز اولین من است.

زندان ها را در هم خواهم شکست

دژها را خواهم گشود

و بیدادگران را خانه نشین شکست خویش خواهم کرد.

سید علی صالحی

 

نوشته شده توسط آتوسا | موضوع: چکامه | لینک ثابت |
بوی نم و آثار رطوبت در پاسارگاد جمعه 1387/02/06 3:9

برخی از اعضای انجمن های دوستدار میراث فرهنگی که در روزهای نوروزی از اثر میراث جهانی پاسارگاد و آرامگاه کوروش دیدن کرده بودند، از بوی نم و رطوبت بسیار در پیرامون آرامگاه و گستره ی پاسارگاد خبر میدهند. این در حالی است که میزان بارندگی در پاسارگاد کم بوده و دریاچه سد سیوند نیز پر شده است.

بر پایه دیده های خبرگزاری میراث فرهنگی بوی نم و رطوبت از پیرامون آرامگاه کوروش به مشام میرسد. این در حالی است که بر پایه گزارشهای  ارائه شده از سوی هواشناسی استان فارس، گستره ی  پاسارگاد در شش ماه گذشته با خشکسالی روبرو بوده و پیش از آبگیری سد سیوند در چنین زمانهایی بوی نم و  روطوبت از پیرامون آرامگاه کوروش به مشام نمیرسید.

سد سیوند در ساعت 15.40 دقیقه پنجشنبه، 30  فروردین ماه سال 86 با حظور جمعی از مسئولان کشور و مقامات وزارت نیرو، به گونه رسمی آبگیری شد. این سد در 5 کیلومتری مجموعه پاسارگاد و آرامگاه کوروش قرار دارد. با آبگیری سد سیوند ایستگاه هواشناسی کوچکی در نزدیکی آرامگاه کوروش دایر شد تا از میزان رطوبت ناشی  از دریاچه سد سیوند آگاهی به دست آید اما هرگز گزارشی از میزان رطوبت وارده به منطقه داده نشده است. در واقع قرار بر این بود که در صورت بروز نم و رطوبت در پیرامون آرامگاه کوروش، آبگیری متوقف شود.پس از آبگیری سد سیوند، سازمان میراث فرهنگی گفت و گوی کارشناسان این سازمان را با مطبوعات ممنوع کرده و مسئولان عالی رتبه سازمان نیز حاضر به پاسخ گویی درباره شرایط میزان رطوبت در پیرامون آرامگاه نیستند.

با تکیه بر گزارش هواشناسی در شش ماه گذشته تنها دو تا سه بار بارندگی در این گستره رخ داده که آن هم بیش از نیم روز به درازا نینجامیده و بازدا آن 75 میلیمتر بارندگیبوده است که این مقدار بارندگی نمیتوامد شوند نم و رطوبتی باشد که هم اکنون در گستره تاریخی پاسارگاد اثرات آن دیده میشود. یافته ها نشان دهنده آن است که خطری جدی آرامگاه کوروش را تهدید میکند و اگر مسئولان سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری و وزارت نیرو تدبیری در این باره نیاندیشند، شاهد ویرانی سنگهای آرامگاه کوروش خواهیم بود.

در حال حاضر بستر سنگی بخش شمالی آرامگاه که آفتاب کمتری میبیند، از خز و گلسنگ پر شده است. از سوی دیگر در صورت پیدایی گلسنگهای جدید در بدنه آرامگاه پاکسازی آنها بسیار دشوار خواهد بود.

گل سنگ عمری دراز دارد و ریشه آن درون سنگ نفوذ میکند.علت پیدایش گلسنگ که بناهای سنگی فراوانی در سراسر جهان با آن دست به گریبان هستند  بودن رطوبت و نبود آفتاب است. این مشکل همچنان راه حل مناسبی ندارد اما کارشناسان ایرانی تا کنون تجربیات بسیاری در دفع آفت گلسنگ داشته اند.

بر اساس عکس های فرستاده شده از سوی انجمن های میراث فرهنگی که در نوروز گرفته شده، دریاچه سد سیوند به اندازه قابل توجهی پر شده است و به شوند آن برخی گستره های باستانی همچون روستای هخامنشی نیز غرق شده است. آرامگاه کوروش اثری جهانی است که در سال 1383 در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده و به شکلی معنوی از آن تمام جهانیان است.

امرداد

نوشته شده توسط آتوسا | موضوع: ایران | لینک ثابت |