هنوزم در دل این خاک غوغاست
الا ای تازیان چشمانتان کور
خدای سرزمین من اهوراست
خدای من خدای مهربانیست
خدای کیش زرتشت است و دارا
خدای که نه در روز قیامت
در اندیشه زجر ادمکهاست./
پ.ن: من برای ملاقات با خالقم اماده ام. اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من اماده باشد چیز دیگریست./
میدانم که در کسوت مردان ابرومند اندیشیدن به تو رسم و گفتن از تو ننگ است!!!
اما میخواهم برایت بنویسم. شنیده ام تن میفروشی برای لقمه نان!!!
چه گناه کبیره ای!!! میدانم که میدانی همه تو ره پلید میدانند. من هم مانند همه ام!!!
راستی روسپی از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیاورد رگ غیرت اربابان بیرون میزند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش را آزاد کند ایثار است؟
مگر هر دو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است...بفروش! تنت را حراج کن!!! من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدارا چوب میزنند به قیمت دنیایشان...
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن میفروشی نه از دین.
شنیده ام روزه میگیری. غسل میکنی. نماز میخوانی. چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری. رمضان بعد از افطار کار میکنی. محرم تعطیلی!!!
من از ان میترسم که روزی با ظاهری عالمانه جمعه بازار دین خد را به راه کنم!!
زهد را بساط کنم. غسل هم نکنم. چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم!
پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم. محرم هم تعطیل نکنم...
فاحشه...به پاکیت سوگند دعایم کن!
پ.ن:چیزی که بعضی ها را عزیز میکند شادی دیدارشان نیست. غم ندیدنشان است./
وقتی صحبت از ابعاد متفاوت عشق میشود ما معمولن به سراغ ابعاد بالاتر میرویم اما کسانی هم هستند که عشق میان بعدی برایشان عشق به معنای پایین تر است.
قرار عشقی یک زن میانسال با یک تصویر مقوایی کوچک ذر سانفرانسیسکو یا در موردی مشابه حضور یافتن یک دختر آمریکایی دیگر در ساحل دریا به همراه ماکت مقوایی نامزدش که در آن زمان در عراق در حال جنگ بوده.
اخباری که خواندید مربوط به آمریکا بود اما مرکز واقعی این عشق دو بعدی کشور آفتاب تابان و نقاشی های دو بعدی مانگا است.
در مشهورترین مورد که در سال گذشته اتفاق افتاد مردی میانسال تصمیم گرفت با شخصیت کتاب مورد علاقه اش ازدواج کند. او درخاستی اینترنتی نوشت و گفت دیگر علاقه ای به دنیای سه بعدی ندارد و دوست دارد اگر بتواند به دنیای دو بعدی برود و در آنجا زندگی کند. او در متن درخواستش ادامه داده بود که چون این امر با تکنولوزی امروزی بشر ممکن نیس در حال حاضر درخواست حداقلی اش قانون شدن ازدواج انسانها و شخصیت های دو بعدی است.
این مفهوم تازه تا حد زیادی با درک متقابل در جامعه زاپن روبرو شده است. زاپن پر از خرده فرهنگ حالا خرده فرهنگ اوتاکو را هم به فهرست بزرگ رفتارهای پذیرفته شده و بی خطر در جامعه اضافه کرده است. اوتاکوها سینه چاکان مانگتهت یا همان نقاشی های زاپنی و بازی های کایوتری مرتبط با آنها هستند. بر اساس گفته کسانی که روی این پدیده تحقیق میکنند ظهور گسترده این مفهوم در دهه اخیر نمایانگر ناتوانی بخش یزرگی از جوانان زاپنی برای کنترل یک زندگی عشقی در شرایط پیچیده امروزی است. بنا به یک تحقیق دولتی بیش از یک چهارم افراد ازدواج نکرده زاپنی در سنین ۳۰ تا ۴۴ سال هرگز رابطه جنسی نداشته اند و این موضوع به عنوان یکی از دلابل گرایش افراد میانسال به پناه بردن به عشق هایی در ابعاد کمتر ذکر شده است./
میرمیرانی
پ.ن:اگر کسی را با دلت دوست داری کار مهمی نکردی چون کار دل دوست داشتنه. زمانی کارت مهمه که با قلبت عاشق بشی./
افلاطون
جهل عرب اندیشه این ملک کیان شد
با جهل برون کردن از این خانه خدا را
خاک من و تو منبر این بی خردان شد
آماج کتاب سوزی آن دد منشان را
ننگ بشری در دل تاریخ جهان شد
از رستم و پیروز در این خانه نگفتند
جولانگه تازی صفتان خاک کیان شد.
پ.ن:ما آمدا ایم تا با زندگی کردن قیمت پیذا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم./
آنقدر بازش میکنی که فکت به سر و صدا می افتد.
به ششهایت فرمان میدهی هوا را فور بدهد.
حالا به هوا احتیاج داری.حالا احتیاج دای.
اما راههای هواییت یاری نمیکنند.
از کار افتاده اند.سفت شده اند.چلانده شده اند و یکهو داری با نی نوشابه نفس میکشی.
دهانت بسته میشه و و لبهایت جمع میشوند و تنها کاری که ازت برمیاد خس خس خفه ایست.
دستهایت میجنبند و میلرزند.
یک جایی سدی شکاف بر میدارد و سیلی خنک و گوارا تنت را خیس میکند.
میخواهی جیغ بزنی.
اگر میتوانستی جیغ میزدی ولی مجبوری نفس بکشی تا اینکه جیغ بزنی./
پ.ن:وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمیدهد دلیلش این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید./
زن عشق می کارد و کینه درو می کند.
او می زاید و تو برایش نام انتخاب می کنی.
او درد می کشد و تو نگران از اینکه بچه دختر باشد.
او بیخوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی.
او مادر می شود و همه جا می پرسند: نام پدر؟
...
دکتر علی شریعتی
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری
قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا
ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور
دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبم
خداوندا
پريشانم،
چه ميخواهي تو از جانم؟!
مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي.
خداوندا!
اگر روزي ز عرش خود به زير آيي
لباس فقر پوشي
غرورت را براي تکه ناني
به زير پاي نامردان بياندازي
و شب آهسته و خسته
تهي دست و زبان بسته
به سوي خانه باز آيي
زمين و آسمان را کفر ميگويي
نميگويي؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خيز تابستان
تنت بر سايهي ديوار بگشايي
لبت بر کاسهي مسي قير اندود بگذاري
و قدري آن طرفتر
عمارتهاي مرمرين بيني
و اعصابت براي سکهاي اينسو و آنسو در روان باشد
زمين و آسمان را کفر ميگويي
نميگويي؟!
خداوندا!
اگر روزي بشر گردي
ز حال بندگانت با خبر گردي
پشيمان ميشوي از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت.
خداوندا تو مسئولي.
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن
در اين دنيا چه دشوار است،
دکتر علی شریعتی
اکنون قلم به دست مي گيرم و انشاي خود را آغاز مي کنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگريم در ميابيم که گاو بودن فوايد زيادي دارد.من مقداري در اين مورد فکر کردم و به اين نتيجه رسيدم که مهمترين فايده ي گاو بودن اين است که آدم ديگر آدم نيست. بلکه گاو است
هرچند که نتيجه گيري بايد در آخر انشاء باشد.
بياييد يک لحظه فکر کنيم که ما گاويم.ببينيم چقدر گاو بودن فايده دارد. مثلا در مورد همين ازدواج که اين همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست ميکنند.هيچ گاو مادري نگران ترشيده شدن گوساله اش نيست. همچنين ناراحت نيست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در مي آورد
وقتي گاوي که پدر خانواده است ميخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهيزيه اش نيست .
نگران نيست که بين فاميل و همسايه آبرو دارند.مجبور نيست به خاطر اين که پول جهاز دخترش را تهيه نمايد، براي صاحبش زمين ضافه شخم بزند يا بدتر از آن پاچه خواري کند.گوساله هاي ماده مجبور نيستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله هاي نر را به دست بياورندتا به خواستگاريشان بيايند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاري انها بروند، از طرفي هيچ گوساله ماده اي نميگويد که فعلا قصد ازدواج نداردو ميخواهد ادامه تحصيل دهد.تازه وقتي هم که عروسي ميکنند اينهمه بيا برو، بعله برون،خواستگاري ، مهريه ، نامزدي، زير لفظي،حنا بندان، عروسي ،پاتختي،روتختي، زير تختي، ماه عسل ،ماه..زهر، طلاق و طلاق کشي و... ندارند. گاوها حيوانات نجيب و سر به زيري هستند
آنها چشمهاي سياه و درشت و خوشگلي دارند.
شاعر در اين باره ميگويد:
سيه چشمون چرا تو نگات ديگه اون همه صفا نيست
سيه چشمون بگو نکنه دلت ديگه پيش ما نيست
هيچ گاوي نگران کرايه خانه اش نيست.نگران نيست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که ميدانند بهترين سالهاي عمرشان را نبايد پشت کنکور بگذرانند .
گاوها بخاطر چشم و همچشمي دماغشان را عمل نمي کنند. شما تا حالا ديده ايد گاوي دماغش را چسب بزند؟شما تا حالا ديده ايد گاوي خط چشم بکشد؟
گاوها حيوانات مفيدي هستندو انگل جامعه نيستند.شما تا کنون يک گاو معتاد ديده ايد؟
گاوي ديده ايد که سر کوچه بايستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شير،گوشت، پوست، حتي روده و معده ي گاو استفاده ميکنيم. اقاي طاعتي زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضي جاهاي گاو در تهيه همين لوازم آرايش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده ميشود.
ما حتي از دستشويي بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده ميکنيم.
تا حالا شما گاو بيکار ديده ايد؟ آيا ديده ايد گاوي زير آب گاو ديگري را پيش صاحبش بزند؟تا حالا ديده ايد گاوي غيبت گاو ديگري را بکند؟آيا تا بحال ديده ايد گاوي زنش را کتک بزند يا گاو ماده اي شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگويداز آقاي فلاني ياد بگير.آخر توهم گاوي؟! فلاني گاو است بين گاوها.
تازه گاوها نياز به ماشين ندارندتا بابت ماشين 12 ميليون پول بدهند و با هزار پارتي بازي ماشينشان را تحويل بگيرند وآخرش هم وسط جاده يه هويي ماشينشان آتش بگيرد.هيچ گاوي آنقدر گاو نيست که قلب ديگري را بشکند.البت شاعر باز هم در اين مورد شعري فرموده است:
گمون کردي تو دستات يه اسيرم
ديگه قلبم رواز تو پس ميگيرم
ديده ايد گاو نري به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگويد:عاشقت هستم"!!سرت سر شير است و دمت دم پلنگ !!
ديده ايد گاو پدري دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتي ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشي نميکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نميشوند.رويشان را با سيلي رخ نگه نميدارند.هيچ گاوي غصه ي گاوهاي ديگر را نميخورد.
هيچ گاوي غمباد نميگيرد.هيچ گاوي رشوه نميگيرد.هيچ گاوي اختلاس نميکند. هيچ گاوي آبروي ديگري را نميريزد.
هيچ گاوي خيانت نميکند. هيچ گاوي دل گاوديگر را نميشکند.هيچ گاوي دروغ نميگويد .هيچ گاوي آنقدر علف نميخورد که از فرط پرخوري مجبور شود روي آن همه علف يک آفتابه عرق سگي بخورد و بعدش راه بيفتد توي کوچه خيابان در حالي که گاو طويله کناريشان از گرسنگي شير نداشته باشد تا به گوساله اش شير بدهد.هيچ گاوي همجنس بازي نميکند.
هيچ گاوي گاو ديگر را نميکشد .هيچ گاوي...
اگر بخواهم در مورد فوايد گاو بودن بگويم، ديگر زنگ انشاء ميخورد و نوبت بقيه نمي شود که انشايشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترين فايده گاو بودن اين است که ديگر آدم نيستيد...
لباس ما از گاو است ، غذايمان از گاو ، شير و پنير و کره و خامه ...همه از گاو..
ولي...هيچ گاوي نگفت: من گفت :ما
اگر از شب نگم از سگ بدترم

